ظهور شهاب‌سنگ امپراتوری مغول در زمان چنگیزخان

این بخش دوم به ظهور امپراتوری مغول در طول زندگی چنگیزخان اختصاص دارد. اگر در دوران سلطنت او به اوج خود نرسد، با این حال در این دوره است که با بیشترین سرعت گسترش خواهد یافت. همچنین زمان بسیار مهمی است، زیرا در این زمان است که مغول ها به دنبال اختلاف با خوارزم، امپراتوری ترک زبان، تصمیم می گیرند که دیگر به سمت شرق نروند، بلکه به سمت غرب امتداد پیدا کنند. این معکوس نمی تواند آنها را به اروپا برساند.

قبلاً دیده بودیم که اویغورها در سال 1209 به مغولان پیوستند. این رویداد، اگرچه ممکن است بی اهمیت به نظر برسد، اما به دو دلیل بسیار مهم است. اول، این نشان دهنده تسلط مغول ها بر جاده ابریشم است، یک مسیر تجاری معروف که شرق را به غرب متصل می کرد. این به او اجازه داد تا از تجارت در بزرگترین محل مبادله در آن زمان مالیات بگیرد تا بتواند کمپین های خود را تامین کند. ثانیاً، اولین پدیده فرهنگ‌پذیری را نشان خواهد داد که در جریان فتوحات مغول به یک امر ثابت تبدیل خواهد شد. فرهنگ پذیری این واقعیت است که یک فاتح فرهنگ خود را بر کشور موضوع تحمیل نمی کند، بلکه برعکس، نقاط قوت آن را به عاریت می گیرد. در طی تسلیم اویگوورها، مغول‌هایی که قبلاً نوشته‌های خود را نداشتند، این ویژگی فرهنگی را از اویگوورها گرفتند. مغول ها در ادامه تسخیر چین، در همان سال شیای غربی را تسلیم خواهند کرد. دو سال بعد، مغول ها به جین، یک سلسله چینی که صد سال پیش از آن تأسیس شده بود و مربوط به منچوها بود، حمله خواهند کرد. پس از چهار سال پیشرفت مداوم در سال 1215 مغول ها پکن را غارت و ویران می کنند، جمعیت را قتل عام می کنند و شهر را ویران می کنند. نوزده سال دیگر طول می کشد تا سلسله جین به طور قطعی تحت تأثیر اقدامات ترکیبی مغول ها و چینی های جنوبی که به چنگیز خان متحد شدند، فروپاشید. سپس تخمین زده می شود که چنگیز خان یک پنجم جمعیت چین را حذف می کرد تا آنها را تسلیم کند.

Empire of the Rising Sun در مقابل Empire of the Setting Sun

سه سال پس از غارت پکن و وارد آوردن ضربه ای به منچوها که هرگز از آن خلاص نخواهند شد، یک لحظه تاریخی مهم امپراتوری مغول را به بعد دیگری سوق خواهد داد. در این تاریخ، چنگیزخان مایل است با رئیس خوارزم، یک امپراتوری ترک زبان و اطاعت از مسلمانان با مرکزیت ازبکستان کنونی، یک قرارداد تجاری برابر با هم منعقد کند.

سپس با شاه علاء الدین محمد معامله می کند تا از امپراتوری خود و سرزمین های فتح شده محافظت کند. این قرارداد مقرر می داشت که غرب آسیا به شاه خوارزم بازگردد و شرق به چنگیز خان بازگردد، یکی ارباب سرزمین های طلوع خورشید و دیگری ارباب سرزمین های غروب خورشید. با این حال، این اتفاق طبق برنامه ریزی اولیه رخ نخواهد داد. در واقع، توافق به سختی منعقد شد، شاه به اتحاد خیانت کرد. کاروانی متشکل از 500 نفر از مغولستان در اوترار در مرزهای خوارزم متوقف شد و افراد آن قتل عام شدند. چنگیز خان که مایل به توضیح بود، سپس سه سفیر را برای طلب غرامت فرستاد. اما علاء الدین محمد تصمیم می گیرد یکی از آنها را بکشد و دو نفر دیگر را با سرهای تراشیده به مغولستان بازگردانند. این توهین از سوی چنگیز خان به عنوان اعلان جنگ تلقی می شود. سپس تصمیم می گیرد ارتش عظیمی را جمع آوری کند تا این امپراتوری را به زانو درآورد.

نابودی خوارزم، شیای غربی و مرگ چنگیزخان

در سال 1219 چنگیزخان به امپراتوری خوارزم حمله کرد. به گفته مورخان، در این درگیری، تعداد سربازان مغول از سربازان خوارزمی بیشتر بود. بنابراین آنها سربازان کشورهای شکست خورده و به ویژه چینی ها را با هم ادغام خواهند کرد. این تصمیم به آنها کمک بزرگی خواهد کرد، زیرا آنها باید شهرهای خاصی را محاصره کنند. در واقع، شاه که می‌دانست این سوارکاران استپ به جنگیدن سوار بر اسب عادت کرده‌اند، اما در محاصره شهرها چندان راحت نیستند، سربازان خود را در محوطه‌های مستحکم دور هم جمع کرد. اما چینی‌هایی که بی تحرک هستند، به لطف دستگاه‌هایی مانند منجنیق که بمب‌هایی را با پودر سیاه که باروت نیز نامیده می‌شود، پرتاب می‌کنند که چینی‌ها از نظر تاریخی برای اولین بار بر آن مسلط شدند، به شدت به آنها کمک خواهند کرد. با این اتحاد چین و مغول، چنگیزخان تنها دو سال طول می کشد تا ارتش خوارزم را شکست دهد. سپس با توسل به غارت و تخریب سیستماتیک شهرهای کشور دست به خشونت کور خواهد زد. یک سال بعد به مغولستان بازگشت. استراحت او کوتاه مدت خواهد بود. دو سال بعد، پادشاهی چین غربی شیا، همان پادشاهی که در آغاز سلطنت خود در زمان اویگوورها تحت سلطه خود درآورده بود، به پا خاست. مبارزات بعدی هم برای Xia غربی که به طور سیستماتیک حذف می شود و هم برای چنگیز خان که در سال 1227 در شرایط مرموز خواهد مرد، کشنده خواهد بود. به گفته مورخان، چندین فرضیه با هم تضاد دارند. یا در نبرد توسط شیای غربی کشته می شد، از اسبش می افتاد، در اثر عفونت زخمی تسلیم می شد یا توسط شاهزاده خانم شیای غربی که به عنوان غنیمت جنگی گرفته شده بود با چاقو می خورد. .